حدود 1335 ـ 1340. كتاب دومي خيلي غنيتر از اولي است. در هر دو خود را داراي ذهني روشن و واقعبين نشان ميدهد، كه بيشتر به واقعيت قوانين توجه دارد تا به سابقهٴ تاريخي آنها.
حقوق خصوصي موضوع اصلي مورد توجه او بود، ولي در عين حال در حقوق عمومي هم به بحث پرداخته است، از قبيل سلطنت، پاپ در برابر قدرت دنيوي. او بيشتر عالم اخلاق بود.
مطالعهٴ طبيعت (مثلاً خواص گياهان) را تحسين ميكرد؛ ولي شديداً مخالف مطالعهٴ خرافات بود.
سوٴالاتي درباب مسئلهٴ شكنجه، كه بهغلط به او نسبت دادهاند گاه با
منتخبات چاپ شده (از جمله پاريس 1516، 1545) از قلم ديگري است واحتمالاً از نويسندهاي ايتاليايي پس از بارتولوس.
با توجه به تعداد چاپها، فور تأثير بزرگي داشته و اين تأثير بيشتر، ولي نه منحصراً، در فرانسه بوده است. حقوقدانان ايتاليايي به او استناد ميكردند و فرانسويان به صورتي مبالغهآميز وي را ميستودند.
گيـوم دو مُـنلـوزون
فقيه مسيحي فرانسوي (متوفا 1343).
گيوم دومنلوزون،1 از اعقاب خانوادهاي اشرافي كه به محلي به نام منلوزون در كِرسي (استان لو) منسوب است. احتمالاً در پاريس به تحصيل الاهيات و فقه مسيحي پرداخت و به راهبان صومعهٴ كلوني پيوست. در سال 1305 در تاجگذاري پاپ كلمنس پنجم در ليون شركت جست.
ظاهراً سفرهاي زيادي كرد و احتمالاً كارش سركشي به افراد فرقهٴ خود بوده است. در سال 1308 سرپرستي ساختمان صومعهٴ لِزا (در اسقفنشين ريو، استان گارون عليا) را بر عهده داشت. در دانشگاه تولوز فقه مسيحي تدريس ميكرد. در سال 1319 رييس صومعهٴ مُنتيرنوف در پواتيه شد و تا هنگام مرگش در 2 ژانويهٴ 1343 بر سر آن كار بود.
او شرحهايي بر فتاوي اخير نوشت، يعني درسها (در فاصلهٴ سالهاي 1306 تا 1314) راجع به
فتاوي بونيفاكيوس هشتم (پاپ 1294 ـ 1303)؛ وسيله (1319 يا 1320) راجع به
فتاوي كلمنس پنجم و راجع به سه فتواي تحريميهٴ يوحناي بيست و دوم؛ و تحقيقي در فتواي بنديكتوس دوازدهم (1336) درباب صومعهٴ كلوني. مهمترين تأليف او
شعاير (حدود 1317) است كه ميتوان آن را نوعي راهنماي شعاير ديني براي استفادهٴ علماي حقوق شرع دانست و پاسخگوي نياز واقعي بود، زيرا تا آن زمان حقوق شرع و الاهيات مسيحي تا آن حد گسترش يافته بود كه يك شخص نميتوانست به هر دواحاطه يابد. بيشك براي آشنا شدن با هريك از اين زمينهها پنج يا شش سال تحصيل ضرورت داشت. بنابراين، افسانهاي كه ميگويد گراتيان (دوازدهم ـ 1؛ برآمدنش حدود 1139) و پطروس لومباردي (دوازدهم ـ 2؛ متوفا 1160)، برادر